A+ R A-

پاسخ دکتر قاسم جعفری ,عضو علمی دانشگاه,به سوالی با موضوع حوزه و طلبه چه دردی از جامعه برطرف کرده؟

سلام خدا قوت !

در یک گروه طلبگی عزیزی سوالی طرح کرده که من بهانه کردم تا کمی جواب مبسوط بدهم .

پاسخ دکتر قاسم جعفری ,عضو علمی دانشگاه,به سوالی با موضوع حوزه و طلبه چه دردی از جامعه برطرف کرده؟

 

 

سلام اسعد الله اوقاتکم

سوال :

حوزه و طلبه چه دردی از جامعه برطرف کرده؟ 

( جوابی پر نقص اما از سر دغدغه و خیرخواهی )

این سوال اختصاصی نیست بلکه برای همه اقشار و اصناف و اشخاص قابل طرح است ؟ طلبه دانشجو حوزه دانشگاه  ورزشکار و هنرمند طبیب و فرهنگی و..

برخی چنین سوالی را از انقلاب می پرسند  و گروهی هم قدری عمیق تر می گویند اسلام برای بشر چه کرده است و حتی جدی تر از این ها می پرسند اصل دین در طول تاریخ چه کارکردی برای بشریت داشته است ؟!

فکر می کنم یافتن جواب برای این سوال نیاز به تامل و بلکه تأملات کثیر کمی و کیفی دارد .

ابتدایی ترین مسأله آن است که باید فلسفه وجودی هر چیزی و ماهیت  نحوه شکل گیری ، نشو نما و کاربرد واقعی آن را فهمید . قدری رجوع به فرآیند شکل گیری این قشر  در بستر تاریخ که بعدها به «« روحانیت » اشتهار یافته است  هم لازم است .

یکی از عوامل آسیب زا نگاه صفر وصدی است . جمله معروفی از حضرت امام ره منقول است که فرمود اسلام منهای روحانیت همچون جامعه بدون طبیب است . تا حالا فکر کرده ایم اگر در جامعه  بویژه در شرایط غیر عادی مثل جائحه کرونا کادر درمان به معنای عام نبود  حجم بلیه چه ابعادی می یافت ؟ همینگونه اگر جامعه اسلامی بدون روحانیت را تجربه کنیم چه کسی می داند خسارات و آفات روحی و روانی و اخلاقی چه ابعادی خواهد یافت ؟ گرچه برای کسانی که به اصل دین اهتمامی ندارد پاسخ روشن و به ظاهر ساده ای وجود دارد اما دقیقا از همین ناحیه دچار خطای راهبردی هستند .چون ممکن است شکل دینداری در جوامع متفاوت باشد اما  تحقق جامعه بی دین در عالم واقع ناشدنی است . یادم هست سال ها پیش که با جمعی از اساتید سفر علمی گردشگری به مالزی داشتیم ( البته با پول شخصی ) منطقه ای بود به نام « بتو کیو » غارمیمون ها در دامنه کوهی در اطراف کوالالامپور در ورودی این غار مجسمه بتی به نام شیوا به رنگ طلایی نصب شده بود با ارتفاعی حدود ۸۰ متر . جالب بود در جای جای غار معبد های مختلف با نمادهای معبودهای متفاوت بازدید کنندگان را به سوی خود می کشید . یک بار خانمی را از حدود دو کیلومتری غار دیدیم که  غلطان غلطان خود را به سوی دهانه غار می کشید و در میان آب های لجنی کنار خیابان کاملآ آلوده و متغیر می  نمود با حس کنجکاوی دریافتیم او با این حال نزار  به محضر شیوا می رود تا حاجتش برآورده گردد و بچه دار شود !!. در جوامع مسیحی یهودی  هندو سبک ها مائویی و شینتویی و..هم همین شرایط و مناسک کمابش با رنگ و لعاب و شکل های مختلف قابل مشاهده است .

جالب بود که در یکی از معابد که پر از مجسمه الهه مختلف بود و ما برای بازدید رفته بودیم  خادم بتکده اصرار داشت که به گلاب و عطر ویژه اش ما متبرک کند و با خوردنی که در کف داشت ما را به امید درک رستگاری از بتان مهمان نماید !

* نکته دیگر این که ما باید تلقی و انتظار خود را از روحانیت و  حوزه تصحیح کنیم . توقع حد اکثری, حد اقلی یا واقع بینانه ؟ برای تبیین مجبورم مثالی بزنم یادم هست زمانی که در دفتر مرحوم ابوترابی ره مسوولیت داشتم  ( دهه هفتاد ) دوست طلبه ای ماه رمضانی را به روستایی رفته بود و گزارش آورده بود که در این یک ماه علاوه بر وظایف معمول یک روحانی ، برای آب آنها جاده مخابرات بهداشت و ..اقدام کردم . از او پرسیدم با  مسوولین مربوطه محلی همفکری و رایزنی و همراهی داشتید ؟ پاسخش این بود که ما کار را زخمی کردیم آن ها مجبورند اقدامی بکنند ! دوستانه به او گفتم شما در عین حسن نیت شاید مرتکب منکر شده اید ؛ برای این که هر یک از این کارها نیاز به مقدمات بودجه امکانات اجرا و طرح و تمهید دارد . چه بسا این شرایط در بازه زمانی مورد توقع حاصل نشود آنوقت هم کار شما تبدیل به ضد خود می گردد و هم نوعی شکاف و اختلاف و تقابل و بی اعتمادی بین مردم و مسوولان نهادینه می شود . برمی گردم به سوال اولیه ، حوزه  و طلبه برای جامعه چه کرده است ؟  ؛ مگر ما توقع داریم یک طلبه برای جامعه چه بکند ؟ اگر وظیفه او آموزش احکام دین ، ترویج اخلاق تقویت روحیه مشارکت اجتماعی و انقلابی و مواسات و امثال آن است که خیلی ها در این مقولات ادای وظیفه کرده و موثر بوده اند و اگر توقعات حداکثری داریم مثلاً در پس زمینه ذهنی ما القا کرده اند که چون روحانیت سکاندار و پیشگام انقلاب بوده است پس عامل هر آنچه نقطه ضعف و فلاکت است  روحانیت می باشد ! پر واضح است که این یک مغالطه است مثل این که پزشکی بیمار مشرف به موت را نجات دهد و بعدها آن بیمار روزانه یقه پزشک را بگیرد که  سبب فقر و بیچارگی و مصائب بنده شمایید ؛ چرا مرا معالجه کردید ؟ ! انقلاب اسلامی جامعه ای را که بواسطه دولتمردان فاسدش می رفت دچار انحطاط اخلاقی  موت اجتماعی و آسیب های بی درمان و بی هویتی شود احیا کرد و البته روحانیت و حوزه نمی گوید برای آینده این مردم هیچ مسوولیتی ندارم یا در کنار مردم نیستم اما این هم نباید باشد که هر کسی هر مشکلی به بار آورد پای روحانیت بنویسیم .

* در خصوص سازمان و تشکیلات حوزه و تحولات مورد انتظار باید گفت درست است ضعف ها کاستی ها و حتی سیاست های کم اثر ،  کند و یا بعضاً منفی در این دوران می شود پیدا کرد اما چنانکه نگاهی به گذشته داشته باشیم با مطالعه تاریخ و شرایط حوزه و یا نشستن پای صحبت و خاطرات قدیمی تر ها که حوزه قبل و  اول انقلاب را دیده اند انصافاً راه طی شده هم چشم نواز و روحبخش است .

* این نکته را هم باید متواضعانه به دوستان طلبه و حتی فضلای عزیز یاد آور شویم که در همه شرایط عنصر اساسی رشد یا زمین گیر شدن افراد خود فرد و اراده و همت اوست . این که سایر شاخص ها مثل نظام حوزه ، امکانات مادی و معیشتی ، اساتید خوب ، هم مباحثه هم حجره ، همدرسی های مطلوب و غیره حتما موثر است قابل انکار نیست اما وزن شاخص اولی بسیار بالاست . یادم هست سال ۱۳۷۵ دومین سفر رهبری معظم که اگر اشتباه نکنم استان شدن قم هم در همان سفر رقم خورد آخرین سخنرانی ایشان در فیضیه برای طلاب بود . ایشان حدود پانزده ایراد اساسی به نظام آموزشی حوزه وارد کرد اما در آخر فرمود ؛ سخن من با شما طلاب جوان این است شما تمام این ایرادها و بلکه اضافه بر آن را مفروض بگیرید که باید اصلاح شود اما هیچ‌یک از این ها نباید بهانه‌ای باشد که شما از درس و جد و جهد قصور داشته باشید ( نقل به مضمون ) .

این سنت الهی است که حقیر در دوران راهنمایی در قالب این شعر از یکی از معلمانم آموختم ؛

گوشه ای منشین به کوشش درا

«ان  لیس للانسان الا سعی »

راستش اگر بخواهم کمی ایراد گیری کنم باید بگویم به یاد سخن رهبری در استان افتادم که در مصلی از مخاطبان پرسید چرا تنبل شده ایم ؟ باور کنید برخی اوقات آدمی خون دل می خورد چون بارها به روستاهایی سفر کرده و با روحانی مستقری مواجه شده ام که ظن متاخم به یقین داشتم قرائت نماز این عزیز ناصواب است و به همین دلیل دچار عسر و خرج شده ام . ( گر چه  بحمد لله با بسیاری طلاب جوان و با نشاط و در سن و شرایط خود مقبول هم آشنایی یافته ام . )

این که یک عزیز طلبه ای حتی آیات و روایات مشهوره را ناصحیح تلفظ کند ربطی جدی به نظام حوزه ندارد چرا که قصور فرد در چنین شرایطی بیشتر رخ می نماید تا تقصیر تشکیلات .

* در پایان عرض می کنم سخن در این باب زیاد است ما می پذیریم که ایراد و کاستی زیاد است  و قبول داریم تا قله و دستیابی به ایده آل ها راه طولانی در پیش داریم اما سربلندانه ادعا می کنیم روحانیت و طلاب فی الجمله با همه وجود و در همه فراز و فرودهای اجتماعی صادقانه در کنار مردم بوده اند و آنچه ممکن بوده در حد وسع انجام داده اند . کسی شک ندارد که روحانیت بر خلاف بسیاری اقشار روشنفکر مدعی سعی کرده است مردمی بماند . حتی در جنگ و دفاع در بروز حوادث طبیعی و شرایط بحرانی بیش از طاقت خود بار بر دوش گرفته است و..«شکر الله مساعیهم . »

گر چه عده قلیلی هم با طی بی راهه ها و سوار شدن بر مرکب نفس و تاختن در میدان های فساد گوناگون آسیب های باور نکردنی به این قشر مفید خدوم و صالح و مصلح زده اند که خود مقوله دیگری است .

هدانا الله جمیعا الی الرشاد .

نظرات/سوالات

  • هیچ نظری یافت نشد
لطفا برای ثبت نظر خود وارد شوید

چند رسانه ای

صوت: بحث و گفتگو دکتر جعفری در باب شبهات فرهنگی
صوت: گزارش صحن علنی دوشنبه 26 اسفند در مصاحبه با رادیو فرهنگ
صوت: نطق اضطراری آخر سال دکتر قاسم جعفری در مجلس
گزارش صحن علنی 25اسفند در مصاحبه با رادیو فرهنگ
گزارش صحن علنی شنبه 24 اسفند در مصاحبه با رادیو فرهنگ
گزارش صحن علنی 21 اسفند در مصاحبه با رادیو فرهنگ
گزارش بازدید دکتر قاسم جعفری از حوزه گیفان

آخرین مطالب

آمار بازدید

امروز
دیروز
بازدید کل
184
186
1397876
شنبه، 06 آذر 1400

گالری تصاویر

No result...